
اون مثل داداشم بود
یعنی اگه نگرانی داشت یا کمبود
ناهمواری داشت راهش یا کج بود
گذر ماه ها سخت بود و ناراحت بود
یکی کنارش تا آخر بود
حتی اگه باز باهاش قهر بود
دغدغش، دغدغم بود
خنده اش، قهقهم بود
بد باهاش حرف میزدم مصلحت بود
مشکلا برطرف بود
در حد توانم
بهش یاد دادم
در حد سوادم
که اگه خیلی ها برنده نباشن
ولی پیروزن
خسته نباشن
خودش میدونه با کی ام
آسمونش اگه ستاره نداشت
با چراغ قوه بالا سرش بودم
اگه لخت میشدن بال و پرش بودم
که پرواز اَ یادش نره
حس بکنه آسمونا مال مان
حتی اگه باشه سلول درش سِفت
میدونه با کی ام
تخم چشم بود
نشون میدادم کلی نکته بهش
میدونه با کی ام
خوبش رو میخواستم
خدا شاهده، لعنت به منکرش
میدونه با کی ام
تخم چشم بود
نشون میدادم کلی نکته بهش
میدونه با کی ام
خوبش رو میخواستم
خدا شاهده، لعنت به منکرش
اون مثل داداشم بود
چه جوری بدم توضیح بهت؟
هیچوقت فکر نمیکردم اینطوری شه
نه نکن توجیهش
مگه جز اینه؟
که همه خوبیا رو واسش آرزو میکردم
که روحیش شه بازم شاد؟ ها؟
مرامو اونی که از قصد باخت همش
تا رفیقشو برنده ببینه یادم داد
ببین، به مولا اگه خطری
تهدید میکردش اولین
کاری که باس میکرد این بود
یه زنگ به من سریع بزنه
چند دقیقه بعد تو راه بودیم
ما وعده الکی نمیدیم
غلافی دست بغلی و
مابقی داستانو هم که همه بلدیم
من هنوز همونم همون
عوض اونایی شدن که نموندن پهلوم
این که همیشه حاضر نبودم قبول
ولی باور کن در اون حد نبود
من که دیگه انتظاری ندارم ازش جز یکی
که پیشرفت بکنه و ما هم پز بدیم
عجول بود ، وقتی گفتم بکنه صبر
شاید فکر کرده حاجیت اونو بکنه دَک
ولی تقصیر اون نی چون کلِ شهر
در هم میمالن حق میدم بکنه شک
میدونه با کی ام
تخم چشم بود
نشون میدادم کلی نکته بهش
میدونه با کی ام
خوبش رو میخواستم
خدا شاهده، لعنت به منکرش
میدونه با کی ام
تخم چشم بود
نشون میدادم کلی نکته بهش
میدونه با کی ام
خوبش رو میخواستم
خدا شاهده، لعنت به منکرش
تخم چشم بود
نشون میدادم کلی نکته بهش
خوبش رو میخواستم
خدا شاهده، لعنت به منکرش
اون مثل داداشم بود، بود